اینترنت همراه اول ...خاک تو سرت
-
تاریخ: 1402/10/10 ساعت: 7:02
واقعا عذر میخوام از خواننده های وبلاگمبخدا من آدم بی ادبی نیستم ولی باید اینو یه جایی ثبت میکردم...تو دلم بدجور مونده ......ریدم تو اینترنت همراه اول ....... Adblock test (Why?)
مرور زندگی
-
تاریخ: 1402/9/8 ساعت: 15:32
تو اتوبوس هستم و دارم برمیگردم نمیدونم شما هم مثل من هستید یا نه من وقتی تو اتوبوس یا ماشین برای مسافت طولانی هستم کل خاطرات زندگیم مرور میشه ...از کودکی تا یه ساعت پیش من خودم دوست دارم این مدلی رو ...بماند که کل حساب کتابها و هدفها و نحوه رسیدن به اونها و یا مدیریت کار و زندگی هم قسمتی از این گذرا...
ریاست انجمن دارت استان
-
تاریخ: 1402/8/21 ساعت: 16:28
امروز بهم پیشنهاد ریاست انجمن دارت استان رو دادن ولی قبول نکردم ...به قول همسرم و دوستان اصلا به دردسر و مسئولیتش نمی ارزه ...خودم یه جورایی دوست داشتم که قبول کنم اما به حرفای همسر و دوستان که توجه کردم دیدم واقعا ارزش نداره ...بماند که آدمهایی هم که تو این مجموعه فعالیت میکنن کلا فقط غر زدن رو بلد...
روزمرگی
-
تاریخ: 1402/8/21 ساعت: 16:28
۱۷ آبان مسابقه دارت بود که رفتم و اول شدم و برگشتم ..عکساش تو اینستام هست دوست داشتید ببینید .هفته دیگه ماموریت میرم تهران ..امیدوارم همه چی خوب پیش بره ..اینروزا همش سرگرم تکالیف و درس و مشق پسرم هستم ...سخته کلاس اولی داشتن ..چون پایه است باید خیلی جدی بهش برسم ...امسال رو به خوبی رد کنه بقیه مقاط...
مشهد
-
تاریخ: 1402/8/6 ساعت: 17:07
آخر این هفته میریم مشهد .پدر و مادرامون رو میبریم زیارت ..هر سال همینکار رو میکنیم ...باور کنید ما نبریم دیگه هیچکی خبر اینا رو نمیگیره خصوصا پدر شوهر و مادر شوهرم رو ...پدر مادر خودم بچه ها میبرنشون هرازگاهی شمالی مشهدی روستایی ..ولی پدر و مادر همسرم رو اگه شوهرم خبر نگیره عمرا بقیه بچه ها خبر بگیر...
شاه میبخشه شاه قلی ...
-
تاریخ: 1402/7/30 ساعت: 1:05
فکر کن نامه زدیم معاون سازمان و مدیر کل موافقت کردن اونوقت زیر مجموعه ی زپرتیش میگه نه ....یکی نیست بگه سر پیازی یا ته پیاز ..اصلا از چه جایگاه قانونی داری میگی نه من قبول نمیکنم ..حالا خوبه هیچ پخی هم نیست ...امروز انتخابات انجمن اولیا و مربیان مدرسه پسرم بود ..الکی کاندید شدم و در کمال ناباوری جزو...
بچه های امروز
-
تاریخ: 1402/7/30 ساعت: 1:05
دیشب تو ماشین داشتم با پسرم بازی میکردم .بینی و دهنم رو با دو تا دستاش گرفت که مثلا راه تنفسی من رو گرفته باشه ..منم گفتم خودم رو به بیهوشی بزنم ببینم عکس العملش چیه اول چند بار صدام زد ...هیچ واکنشی نشون ندادم دیدم انگشتش رو آورد زیر دماغم گرفت و گفت نه زنده است ...(از حرارت) دوباره واکنشی نشون ندا...
برگزاری مسابقه ورزشی
-
تاریخ: 1402/7/4 ساعت: 17:00
خب خدا رو شکر اینم به خوبی و خوشی تموم شد .مسابقه رو کامل برگزار کردم و این هفته هم جایزه ها رو تحویل میدم ...همه از جایزه ها تعجب کردن و فکر نمیکردن همچین مبلغی رو برده باشن و میگفتن چطوری تونستی این پول رو بگیری .....مسابقه ویژه کارمندای خودمون و بصورت خانوادگی بود .در سه رشته دارت ،تیراندازی با ک...
فحش بدم خوبه ؟؟؟؟
-
تاریخ: 1402/7/4 ساعت: 17:00
خا خر نه تولد نه روز کارمند هیچکدوم رو تبریک که نگفتی حداقل یه نقطه بزار بفهمیم زنده ای که این پست موقت خواهد بود و به زودی پاک خواهد شد
فهمیدن
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 0:44
دو تا اشک کامل چکید ولی نزاشتم ادامه پیدا کنه ...بلافاصله بلند شدم و ورزش کردم .سخته آدم بین دوراهی باشه ....نه حوصله ی جنگیدن داری نه حوصله ی خنگ متصور شدن درک کردن واقعیتها برا ادمها خیلی خیلی سخت تر از درک تخیلهاست ...ادمها تخیلات رو بیشتر قبول دارن تا واقعیتها رو ...خصوصا اگه تو حوزه اخلاقیات با...
فضا
-
تاریخ: 1402/6/10 ساعت: 13:45
پسرم: مامان ....فضا چطوریه ؟من: خیلی خیلی بزرگه پسرم پسرم : یعنی اصلا تمومی نداره من : نه اصلا پسرم : پس من همون اندازه دوستت دارم بوسم کرد و تو بغلم خوابید ...... Adblock test (Why?)
روز کارمند
-
تاریخ: 1402/6/10 ساعت: 13:45
هیچکی هنوز بهم تبریک نگفته عه چه جالب ...الان که دارم این متن رو مینویسم یه نوتیفیکیشن برام اومد که یکی از ارباب رجوع های سابقم (قبل سال ۹۷) تو تلگرام روز کارمند رو تبریک گفت ..ولی خب انتظارم بیشتر از یه نفره ....حالا ببینم تا آخر هفته دیگه کیا بهم تبریک میگن ....[لبخند] Adblock test (Why?)
تولدم مبارک
-
تاریخ: 1402/6/10 ساعت: 13:45
امروز ۵ شهریور روز تولدمهکلی پیامک بانک هست که برام میاد ..باورتون میشه بعضی وقتا که یادم رفته اصلا تو چه بانکی حساب دارم روز تولدم متوجه میشم که عهههه من مشتری فلان بانک هم هستم انگار :))همراه اول هم قطعا برام جشن میگیره :))همسر هم فکر کنم برنامه بچینه طبق هر سال :))اداره هم فکر کنم نهایت یه شاخه گ...
حس خوب
-
تاریخ: 1402/5/18 ساعت: 14:07
کتاب رمان دالان بهشت رو تموم کردم ...و از اونجایی که سریال outlander رو هم دارم میبینم یه جورایی کلهم رفتم تو فضای عاشقانه ...حس خوبیه و من همیشه این حس رو دوست داشتم و دارم وقتی تو این فضا هستی اصلا سن و سالت رو درک نمیکنی .همش خودت رو یه دختر جوون میبینی که هنوز کلی حس عاشقانه درونت غلغله میکنه .....
دوست صمیمی
-
تاریخ: 1402/5/9 ساعت: 16:45
خیلی از دوستان یا همکاران رو میبینم که دوست صمیمی دارن که باهاش رفت و آمد میکنن با هم قرار میزارن و در کل با هم خوش میگذرونن و درد و دل هم میکنن .اما من هیچ دوست صمیمی ندارم حتی خواهرها و مادرم رو هم اینقدر صمیمی نمیدونم که بخوام باهاشون درد دل کنم یا رازهام رو بهشون بگم ...از این اخلاقم خوشم میاد و...
کنسل شد
-
تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 12:29
رفتنمون به مسابقات کشوری کنسل شد فقط و فقط به خاطر خودخواهی یک نفر ....و چقدر تصوراتم در مورد این فرد عوض شد .اصلا فکرش رو هم نمیکردم که این ادم اینقدر دروغگو و خودخواه باشه ...تنها عکس العملم در قبالش اینه ...واگذارش کردم به خدا ....کار دیگه ای از دستم برنمیاد ....آدمها وقتی سنشون بالاتر میره دایره...
کتاب معرفی کنید
-
تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 12:29
خیلی وقته دلم میخواد کتاب خوندن رو شروع کنم .درست مثل قبل ازدواجم ...اون موقع حداقل هفته ای دو کتاب میخوندم الان از اول ازدواجم تا الان شاید بگم یه کتاب هم نخوندم ....یه کتابی معرفی کنید که بعد مدتها که شروع به خوندن میخوام بکنم منو سر شوق بیاره و بخوام کتاب خوندن رو ادامه بدم ...یه کتاب هیجان انگیز...
آلودگی هوا
-
تاریخ: 1402/4/31 ساعت: 12:29
دیروز به خاطر آلودگی هوا ساعت ۹ صبح تعطیل شدیم .این تعطیلی تا امروز ادامه داره ...خدا کنه فردا رو هم تعطیل کنن که به جمعه وصل بشیم ...حداقل یه دو سه روزی رو استراحت کنیم .البته بماند که تو خونه اصلا نمیشه استراحت کرد .صبحونه ،ناهار،شام .درست کن بشور بساب ..خونه رو تمیز کن .با بچه بازی کن ...عملا است...
دلم گرفته ...همین
-
تاریخ: 1402/1/30 ساعت: 17:13
همه مردم دنبال گوش شنوا میگردن ...دوست دارن حرف بزنن و حرف بزنن و حرف بزننولی من نهاصلا علاقه ای به صحبت کردن ندارم ...وقتی هم تازه میخوام گرم بشم برای صحبت یه آن به خودم میگم ولش کن بزار اون حرفش رو بزنهبرعکس همه من دوست دارم بشنوم و فقط طرف مقابلم رو نگاه کنم ...اینکه با هیجان صحبت کنه ..درد و دل ...
من حتما میرم
-
تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 16:46
کلی حرف زد که شما بد متوجه شدید .بد حرف من رو انتقال دادن .مشخص بود داره دروغ میگه ...گفتم تا پروسه اداری جابجاییم انجام بشه اجبارا اینجا هستم و کار میکنم ...امروز رفتم پیگیر درخواستم شدم ...گفت من با رئیس اصلیتون صحبت کردم میگه من خبر ندارم ..قراری برای جابجایی ایشون نداشتیم ما (بیشرفا مثل سگ دروغ ...