خرید بک لینک

آدما واقعا موجودات عجیبی هستن

اونقدر عجیب که گاهی وقتها مغزت هنگ میکنه

آدمها عجیب هستند

مثال اونقدر زیاد هست که نوشتنش سخت و طولانی هست چون نوشتار هیچوقت نمیتونه منتهای یک مفهوم رو برسونه ...یا باید خودت دیده باشی و درکش کنی و یا اینکه رودر رو از یه نفر بشنوی تا همزمان حس شنیداری و دیداری با هماهنگی همدیگه درک اون مفهوم رو برات آسونتر کنه

بعضی رفتارها ،بعضی اخلاقها ،بعضی تصمیمات ، بعضی افکار ...

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 12:40

از یه سنی به بعد دیگه حوصله جر و بحث نداری فقط تو چشمای طرف نگاه میکنی میگی اوهوم دیگه دایره ی ارتباطت با افراد تنگ تر و تنگ تر میشه میچسپی به زندگی خودت و سعی میکنی فقط از خودت و خونوادت حفاظت و حمایت کنی دیگه نه سیاست برات معنایی داره و نه از جنگ و غلغله های بین مردم و ملتها نگران میشی دیگه مثل قبل از خیلی چیزا ذوق نمیکنی دیگه مثل قبل از ته دل نمیخندی یه جورایی به نظر عاقل میشی یه جورایی دقیق خنثی میشی آروم آروم هستی بعد چهل سالگی وارد یه دنیای دیگه میشی بیشتر دنبال خودت هستی تا بقیه بیشتر تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 12:40

نمیدونم این دو تا سریال رو دیدید یا نهولی اگه ندیدید ....باید بگم....فلان فلان شده ها ...نصف عمرتون به فنا رفته ..اینقده که این دو تا سریال خوبن من تقریبا دو سه سال پیش یا شاید بیشتر اینا رو دیدم ...فکر نکنید تازه دیدم .... سریال های خوب خیلی زیاده که بخوام اسم ببرم طولانی میشه ولی این دو تا یه چیز دیگه هستن ....در روز جاری دو ساعت نشستم پای اینستاگرام و کلیپهای مربوط به این دو تا سریال رو نگاه کردم ...وسوسه شدم برم دوباره ببینماصلا یه چی میگم یه چی میشنوید ...هنوز که هنوز من و همسرم هر وقت در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 12:40

قدیما گاهی وقتها وقتی بیکار میشدم یه سر به کانتکتهام میزدم و بعضی از دوستانی که مثلا توی یه حوزه کاری با هم در ارتباط بودیم و یا تو ماموریت ها همدیگه رو میدیدیم و خلاصه چند صباحی کنار هم خوش بودیم رو یه زنگ میزدم و حالشون رو میپرسیدم .حتی با اینکه چند سال هم گذشته بود .بعضی ها اولش منو نمیشناختن و وقتی بهشون فامیلی و استان رو میگفتم با خوشحالی جواب میدادن .اکثرشون هم که شماره ام رو سیو کرده بودن و همون اول با روی باز جواب میدادن ...از اینکه فقط برای احوالپرسی بهشون زنگ میزدم اولش تعجب میکردن .ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 12:40

این روزها عجیب سرم شلوغه ...حجم کاریم دو برابر شده و وقتی میرسم خونه خیلی خسته ام ...مدرسه و کلاس مجازی ها هم که تموم شده و باید دنبال کلاس تابستونی برای پسرم باشم وگرنه کل تابستون باید باهاش بجنگم ....حس رانندگی و موتور سواری رو دارم ...اینکه یه جاده ی بی انتها رو همینجوری برم و برم ....بدون اینکه مقصد مشخص باشه .. نمیدونم شما هم گاهی وقتا اینجوری هستید یا نه ..اینکه دلتون میخواد تو ماشین نشسته باشید و راننده همینجوری شما رو بچرخونه ...تو شهر ..تو مسیر ..و شما فقط راحت تو ماشین مسیر رو نگاه کنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 12:40

چقدر بده دو تا تیم مورد علاقه ات به هم بخورن و یکیشون حذف بشه ...پیش بینی من برای جام قهرمانی اسپانیا بود ولی فرانسه خدائیش عالی بازی میکنه خصوصا امباپه ....تمام امیدم تو اسپانیا به یامال بود که امشب خوب بازی نکرد .امیدوارم تو بازی با فرانسه بازده بهتری داشته باشه .

از اونطرف با اینکه انگلیس خوب بازی میکنه و رای به بردش زدم ولی نروژ حیف میشه ( فقط به خاطر هالند )

اسپانیا < فرانسه

آرژانتین هم که تکلیفش مشخصه ...سوییس چاره ای جز باخت نداره ...

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 12:40

یاد یه خاطره افتادم گفتم بنویسم .یه شب که با خانواده برادرم اینا بیرون تو شهر دو. دور میزدیم دیدیم یه جا نوشته غذای کره ای گفتیم بریم ببینیم چه خبره منو داد دستمون .رامیون و نمیدونم چند تا اسم کره ای مثلا داشت که ما هر خانواده یکیش رو انتخاب کردیم .نصف زیاد منو هم همین سوخاری های خودمون بود .سوشی هم نداشت .خلاصه جلو ما ابتدا کرد به پختن این غذاها از روغن مایع آفتابگردون کمی ریخت و کمی سیر و پیازچه تفت داد .بعد گفت چون سس کره ای نداریم رب میزنیم .رب استان خودمون بود .چون ادویه خارجی هم نداشت گفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 12:40

الکی یه چی گفتم بنویسم که وبلاگم ناراحت نشه .همین

بین موی فر و بلند با موی کوتاه مردونه موندم ....نه دلم میاد موهام رو کوتاه کنم ..هم از موی مردونه و کوتاه هم خیلی خوشم میاد ....

ولی تصمیم نهاییم اینه ...موهام رو فر ریز میکنم ..یه مدت که گذشت میفروشمشون و مدل کوتاه مردونه به رنگ دودی میزنم ...

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: سه شنبه 16 مرداد 1403 ساعت: 16:33

خب خب .باز تابستون شد و فصل میوه و سبزیجات ....فصل لواشک و کشک و مربا و سبزی خشک شده و ....و من طبق عادت هر ساله یه کوزت به تمام معنا شدم ..البته اینکارا رو دوست دارم و از دل و جون انجام میدم .اجباری در کار نیست ..دفعه قبل کلی نعنا جمع کردم و شستم و خشک کردم و الان تقریبا به اندازه یکسال نعنا خشک دارم ( مصرف نعنام زیاده ) دیروز رفتیم ولایت همسر .طبق برنامه ای که چیده بودیم با موتور زدیم به دل کوه و کلی گل کوهی جمع کردیم برا دمنوش ..اویشن و کاکوتی ..عالی بودن رفتیم باغ و کلی آلو آلبالو جمع کردیم و در نهایت با ۶ کیلو شیر محلی همه رو جمع کردیم و برگشتیم .از دیشب نشستم فقط دارم اینا رو روبراه میکنم .همسر که رفته سر صندوق انتخابات و تا ساعت ۱ شب اونجاست .منم مشغول درست کردن لواشک ، مربای آلبالو ،شربت آلبالو ، بستنی و .... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 15:59

این روزا همه دارن همستر بازی میکنن .......شما چطور ۵ نفر کم دارم ...الان مردم به ۲ گروه تقسیم شدن اونایی که یکی از شما زودتر وارد همستر شدن یا واردشون کردن گروه دوم هم مومنینی که اعتقادی به این بازی ندارن و دوستش ندارن به دلایل مختلف ) یکی میگفت نمیخوام به بالا سری اصلی سود برسه ..دومی میگف شنیدم حسابها رو خالی میکنه ...ما ام که مولتی میلیاردر .خلاصه مشغولیم مامانم رو دیروز مرخص کردن خدا رو شکر ..حداقل از بیمارستان خلاص شدیم ..یه دستش رو هم عمل کردن ..مونده اون دست دیگه اش ..الهی شکرت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 18:20

مسافرت رفتیم و چقدر خوب بود ..با اینکه فقط خانواده خودمون بودیم اما حسابی به خودمون خوش گذروندیم تا اینکه ...روزای آخر مسافرت گفتن مامان رو بیمارستان بستری کردن ...قضیه از این قراره که یکی از تمپولهای تقویتی رو پدر گرامی میزنن ....زدن همان و عفونت کردن جای آمپول همان ...الان درست یه هفته است مادر گرامی تو بیمارستان بستریه و ما خواهرا به نوبت میریم پیشش ..از مسافرت که برگشتم نیم ساعت ..فقط نیم ساعت خونه استراحت کردم و بعدش رفتم بیمارستان ..شب هم پیش مامان خوابیدم ..چه خوابیدنی ..مردم خداییش ...حالا حالش داره خوب میشه ها یهویی خواهر زاده ام تصادف کرد و خواهرم درگیر اون شد ...دیروز از بیمارستان برمیگشتم که برادرم زنگ زد که بیاید فلان بیمارستان پسرم رو ببرید که زنم اینجا بستریه ...خدا رو شکر بغیر از مامانم بقیه زود ترخیص شدن ولی همش فکر میکنم چی شد یهویی اینجوری شد ...یه هفته ی تمام درگیر بیمارستان و دکتر و کوفت و زهر مار ...خسته شدم اینقد رفتم و اومدم امشب هم نوبت منه پیش مامان بخوابم ...خدا کنه بتونم حداقل دو ساعت بخوابم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: سه شنبه 22 خرداد 1403 ساعت: 18:31

حوصله نوشتن ندارم ...بخوام از اتفاقات یا ذهنیتهام بصورت روزانه بنویسم خیلی خوشم نمیاد ..برا همین هرازگاهی میام یه چی مینویسم و میرم ..اینستا هم همینه ...هی به سرم میزنه حذف کنم کاربریم رو ..ولی باز میگم بزار برا یادگاری بمونه هفته دیگه میریم گرگان ..یه چند روزی اونجا هستیم ..در اصل قرار بود بریم ساری ولی جور نشد ..هممون گرگان رو دوست داریم ...هم فاصله اش با ما کمه ..هم خوش آب و هواست ..هم برا خرید آی بولک رو داره از وقتی مدرسه ها تعطیل شده خدا رو شکر بعد از ظهر ها دیگه دست خودمونه و میتونیم برنامه بچینیم ..الان سه روزه بعد ظهرها میربم دور شهر توت جمع کردن برای پسرم سه کلاس تابستونی در نظر گرفتم ..یکیش والیبال که داره میره ..یکی شنا که امروز ثبت نامش قطعی میشه و یکی هم زبان ..تا هفته ی دیگه اونم قطعی میشه ..دوست داشتم دفاع شخصی هم بره که نداشتن ... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: جمعه 18 خرداد 1403 ساعت: 12:19

دیروز یه فکری به ذهنم رسید ...یه برنامه هایی تو فضای مجازی هست که مردم از کشورهای مختلف با هم دوست میشن و خونه هاشون رو برای یه تایم با هم عوض میکنن ...بیشتر جنبه ی کمک به گردشگری و کم کردن هزینه هاست ...حالا به ذهنم رسید که دو تا آدم از دو کشور مختلف علاقه ای به ادامه زندگی توی کشورشون ندارن ...دولتشون قوانینی،وضع کنه برای تعویض شهروندی مثلا من دوست دارم برم فنلاند زندگی کنم ...بگردم یه نفر که دوست داره تو ایران زندگی کنه رو پیدا کنم و همزمان از طرف سفارتهامون اقدام کنیم برا تعویض شهروندی کشور....بنظرتون ایده ی خوبی نیست ؟ یه چیز دیگه هم به ذهنم رسید( من چقد ذهنم فعاله )یه مستند میدیدیم در مورد آدمهای خیلی قد بلند که دجار مشکلاتی شده بودند .به ذهنم رسید جرا یه کشور جدید درست نشه که از مردم تمام دنیا که ویژگی های ژنتیکی خاص و خوب دارند دعوت کنن برای اهدای اسپرم یا تخمک ...نسلشون رو گسترش بدن .مثلا آدمهای فد بلند ..ضریب هوشی بالا ..یا دارای خصوصیات خاص و ویژه ... همونجا کار کنن .خانواده تشکیل بدن ..زیر نظر متخصصین و بعد بجه هاشون رو هم به خانواده های پولدار بدن که بچه میخوان ...( فیلم خوبی در میاد از این ایده ) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: سه شنبه 4 ارديبهشت 1403 ساعت: 20:32

به نظر من در تغییر افکار و روحیات آدمها سه وسیله یا عامل نقش اساسی دارن ....

۱_ سفر. ۲_ کتاب. ۳_ موسیقی

اصلا نمیشه تاثیر این سه مورد تو زندگی آدمها رو منکر شد ...

پ.ن : خیلی وقته پیاده روی نکردم ...آخر این هفته تمامش رو جبران میکنم .

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: سه شنبه 4 ارديبهشت 1403 ساعت: 20:32

این متن اینقدر زیبا و واقعی بود که دلم نیومد تو وبلاگم نباشه ...هر چند وقت یه بار باید این رو خوند ....@zhuanchaelسران آلمان چند ماه بعد از اینکه به روسیه حمله کردند و صد هزار نفر از سربازانشان در برف مردند، میدانستند شکست میخورند ولی چطور میتوانستند حتی به خودشان بگویند این صدهزار کشته بیفایده و نتیجه اشتباه محاسباتی آنها بوده است، پس جنگ در روسیه را ادامه دادند و با یک میلیون کشته همگی خودکشی کردند.زنانی هستند که با شوهر معتادی که دستِ بزن دارد و هیچ امیدی به اصلاحش نیست زندگی میکنند، ولی زن بعد از چهل سال باز هم حاضر نیست از او جدا شود، چون اگر طلاق بگیرد با خودش خواهد گفت چرا چهل سال پیش طلاق نگرفتم و تحمل این پشیمانی سختتر از تحمل ادامه زندگی با شوهرش خواهد بود.وقتی هزار صفحه از یک رمان چرند را خواندید بعید است پانصد صفحه آخرش را نخوانده رها کنید.*اگر وقتی ارزش سهامتان نصف شد آن را نفروختید بعید است که بعد از یک چهارم شدنش آن را بفروشید چون بعد از تحمل اینهمه ضرر، خیلی دردآور است قبول کنید این سهام هیچ سودی برایتان نخواهد داشت.کسی که سالهای زیادی از عمر خود را بر اساس باورها و اعتقادات غلط سپری نموده و در این راه متحمل هزینه و مشقت فراوان شده، حتی اگر صدها دلیل روشن مبنی بر نادرست بودن اعتقادش برای او بیان کنید، به سختی قادر است از اعتقاد خود دست بکشد و قبول کند که تمام رنجها و زحماتی که در سالهای طلایی عمرش متحمل شده بیدلیل بوده.هرچه در کاری بیشتر هزینه دهید در ادامه آن کار راسختر میشوید و ایمانتان به آن کار محکمتر میشود.تورات میگوید:اگرمیخواهید ایمان مردم قویتر شود، کاری کنید که آنها در راه دینشان زجربکشند.کاهنان از همان قدیم میدانستند که اگرمردم را راضی کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان حیدری تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1402 ساعت: 14:53

صفحه بندی