6 بخیه - تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 16:46
دیشب داشتم ظرف میشستم .در حین فکر کردن و ظرف شستن بودم که دستم رو بریدم به بدترین شکل ممکن ( لیوان ترک داشت و من ندیده بودم ..وقت شستن از همونجای ترک خورده شکست و دستم رو برید ).خودم دیدم که چقدر بد بریده شده و مطمئنا باید بخیه بخوره .به سرعت رفتیم درمونگاه و ۶ تا بخیه ی ناقابل به دست راستم دوخته شد...
ژل لب زدم - تاریخ: 1401/12/4 ساعت: 16:46
خب خب ...اصلا نمیدونم چرا یهویی این تصمیم رو گرفتم ...وقت گرفتم و رفتم هم بوتاکس کردم هم ژل لب زدم .الان سه دوزی گذشته و هنوز لبهام ورم داره .همسرم راضیه و میگه قشنگ شده ...حالا ورمش بخوابه ببینم چی میشم راستی یادم رفت بگم همسرجان زحمت کشیدند و وقتی دیدن با گوسی قدیمیم دارم زجر میکشم بصورت خودجوش رف...
خرگوش - تاریخ: 1401/11/3 ساعت: 16:56
برای پسرم خرگوش خریدیم .یه خرگوش سفید و چشم قرمز .خیلی خیلی خوشحال شد و اسمش رو برفی گذاشت.. ولی نگهداری ازش سخته ...بماند که اصلا بوی حیوون تو خونه رو نمیتونم تحمل کنم ... Adblock test (Why?)
منفعت شخصی - تاریخ: 1401/11/3 ساعت: 16:56
هر جور که حساب کنید کل زندگی آدمها به میزان منفعت شخصی بر میگرده .این منفعت شخصی میتونه هم مادی باشه هم معنوی هم روحی و روانی و یا هر چیز دیگه .چند مثال میزنم ...ما همیشه میگیم اینکار رو انجام بدیم برای رضای خدا ....خب رضای خدا برای چی ؟ برای اینکه ثواب ببریم .بریم بهشت و به قولی به لقای الله برسیم ...
سرماخوردگی - تاریخ: 1401/11/3 ساعت: 16:56
چند روزیه سرماخوردم .هیچ مشکلی ندارم بجز سرفه های بی امان ...دیروز دکتر هم رفتم دو تا آمپول هم نوش جان کردم ولی هنوز بهتر نشدم .امروز هم علاوه بر قرصها یه آمپول دیگه هم دارم ....چقدر از دارو بدم میاد خصوصا قرص ..با زجر میخورم ....تو قرعه کشی ایران خودرو ثبت نام کردیم .خدا کنه حداقل با اسم یکیمون در ...
حوصله - تاریخ: 1401/8/6 ساعت: 18:31
حوصله نوشتن ندارم .تیتیر وار میگم فقط عید اصفهان رفتیم مسافرا برا یه هفته بعدش ماموریت رفتم دوباره اصفهان یه هفته پیش هم شمال رفتیم برا مسافرت .گیلان و مازندران .ادم سالی دو سه بار حتما حتما باید دریا رو ببینه وگرنه عمرش به فنا میره تو فکرشم آخرای این ماه یه دو سه روزی برم مشهد .باید کاراش رو انجام ...
شاعر کیه ؟ - تاریخ: 1401/3/20 ساعت: 2:08
ما که در سایه خورشید معذب بودیمچشممان کور، سزاوار همین شب بودیم...☆☆امشب مسابقه شهروند مافیا رو که نگاه میکردم یکی از بازیکنا این شعر رو خوند .خیلی خوشم اومد ازش،.رفتم سرچ زدم ولی نه متن کاملش رو پیدا کردم و نه اسم شاعر رو .اگه شما اسم شاعر یا متن کامل شعر رو داشتید لطفا برام کامنت کنید .تشکر  Adblo...
مامان دوستم - تاریخ: 1401/3/20 ساعت: 2:08
امروز یکی از همکاران سابقم که بازنشست شده بود اومد اتاقم .همیشه به من سر میزنه .قبلا معاونمون بود ...بعد احوالپرسی نشست ....انتظار نشستن ازش نداشتم چون معمولا عجله داشت .اول در مورد دانشجویی صحبت کرد که تبعه خارجی بود ..راهنمائیش کردم .احوالات خانواده اش رو پرسیدم بنده خدا رک و پوست کنده گفت دخترام ...
ماموریت خسته کننده - تاریخ: 1401/3/20 ساعت: 2:08
دعوتنامه کارگاه آموزشی برام اومده از وزارت ...اونم برا کجا برا اصفهان ...متاسفانه اداره هم میگه پرواز نمیگیریم و باید با اتوبوس برید .خدائیش کی میره این همه راه رو با اتوبوس .کم کمش باید ۱۶ ساعت تو راه باشم .میمیرم ...منم از اتوبوس بدم میاد و خیلی وقته با اتوبوس نرفتم جایی .حالت تهوع میگیرم اصلا ......
طرز تفکر متفاوت - تاریخ: 1401/2/10 ساعت: 19:30
واقعا جنس مردها با زنها چقدر متفاوته نوع تفکر زمین تا آسمون فرق داره .با برادرام و مادرم و پدرم داشتیم در مورد یه بنده خدایی صحبت میکردیم .در مورد یک زن که از زندگی بریده بود و فقط میخواست جدا بشه و همسرش میگفت وقتی باهاش صحبت میکنم فقط گریه میکنه .....طوری از زندگی مشترکش بیزار شده بود که گفته بود ...
و مقامی دیگر در دارت - تاریخ: 1401/2/10 ساعت: 19:30
۱۹ و ۲۰ بهمن ( یعنی هفته پیش) رفتیم شاهرود برا مسابقات دارت کارگری ....مقام دوم انفرادی رو کسب کردم و سوم تیمی ...وقتی فینال داشتم بازی میکردم واقعا حس خوبی داشتم ...دو لگ رو با قدرت تمام بردم .اسکورام بالای ۶۰ بود و یه ۱۸۰ خوشکل هم زدم که کلی تشویق شدم اما بعد از لگ دوم ورق برگشت و نمیدونم چرا دیگه...
سال نو پیشاپیش مبارک - تاریخ: 1401/2/10 ساعت: 19:30
فکر کردم شاید فرصت نشه سر وقت سال نو رو تبریک بگم .اینه که اومدم پیشاپیش و زودتر تبریک بگم .امیدوارم به آرزوهاتون برسید و برسم .قبلا ارزوهام کم شده بود به دلایلی ولی الان دوباره زیاد شدن ....متاهلاش یه سوال ؟ از اول علاقه به تاهل و تعهد داشتید یا نه ؟ الان چطور ؟ چند ساله ازدواج کردید و از زندگی مشت...
نمیر مامان - تاریخ: 1399/11/13 ساعت: 4:36
مامان هیچوقت منو تنها نزار چشم پسرم هیچوقت تنهات نمیزارم مامان چه واقعی چه الکی اصلا نمیر چشم پسرم .اصلا نمی میرم دیالوگهای من و پسرم وقتی داشتیم به سبک جومونگ و بروسلیمبارزه میکردیم و من یکبار خودم رو الکی به مردن زدم :)))
آمار - تاریخ: 1399/11/13 ساعت: 4:36
تو کشور ما چیزی به عنوان آمار واقعی اصلا وجود نداره ...قسمت تاسف بارش هم اینجاست که اصلا ادارات و کارکنان مربوطه اعتقادی به امار ندارند .نامه میزنیم و زنگ میزنیم که ماه به ماه برای ما آمار فلان چیز رو
حس خاص - تاریخ: 1399/11/13 ساعت: 4:36
نمیدونم شما هم اینجوری هستید یا نه ولی بعضی وقتها دلتون یه حس خاصی رو میخواد ...مثلا دوست دارید مثل نوجوانی یا جوانی یه نگاه دزدکی روی شما باشه ...دوست دارید یک ارتباط احساسی مخفیانه داشته باشید ..دوس
زلزال - تاریخ: 1399/11/13 ساعت: 4:36
چقدر خوبه یکی بهت زنگ بزنه و ازت تشکر کنه و کلی برات دعا کنه ولی تو ندونی برای کدوم کار :))این یعنی تو کاری رو بدون چشمداشت و صرفا بر اساس وظیفه ی انسانیت انجام دادی .همیشه به همسرم و بقیه میگم که اگه یه روزی توی زندگیتون دیدید یه گره از کارتون به راحتی باز شد بدونید دعای یه نفر پشت سرتون بوده ...بد...
خاموش کن .... - تاریخ: 1399/2/10 ساعت: 15:34
خاموش کن فانوس وابستگیت را ...گاهی چه اصرار بیهوده ایست...اثبات دوست داشتنمان به آدم ها،معرفتهای بی جایمان...مهربانی کردن های الکیمان...بها دادن های بیش ازحدمان...تلاشهای بی مورد برای حفظ رابطه هایمان!وقتی برای آدمهای امروزی خوبی وبدی یکسان است!بیش از حد "حوا "بودن تاوان سنگینی دارد...وقتی آدم مقابل...
یک روز پرکار - تاریخ: 1398/11/6 ساعت: 15:56
دیروز یه روز کاملا معمولی بود .مثل هر روزِ یک زن صبح با عجله بیدار بشی بچه رو آماده کنی برای بردنش پیش پرستار (خورد و خوراکش و لباس اضافه و تنقلات و شیر و ............) یهوئی بچه بیدار میشه و اینقدر
زن ها - تاریخ: 1398/11/6 ساعت: 15:56
گاهی وقتا نگرانی میاد سراغتحالت خوبه هاااا ولی یهوئی میبینی یه سوال میاد به ذهنت یا یه اتفاق ساده به یادت میاد یا یه چیزی میشنوی یا میخونی یا میبینی و.... خلاصه یهوئی میبینی نگرانی ...از چی برای چی چی
حاج آقا و حاجیه خانوم - تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 0:43
امروز مامان و بابام از حج تمتع برگشتن .یکی از آرزوهاشون بود .خدا رو شکر که به آرزوشون رسیدن .حس میکنم یه ده سالی جوون شدن . پ.ن : پریروز تولدم بود .مثل هر سال نبود .

برچسب‌های مرتبط

انتظارك صعب | انتظارك صعب كلمات | انتظار الفرج | انتظار الحبيب | انتظار شعر | انتظارا انتظرت الرب | انتظارا انتظرت الاله | انتظار خبری نیست مرا | انتظار به انگلیسی | خوابگاه دختران